[wpml_language_selector_widget]

فیلم زن و بچه (نقد بدون اسپویل)

نقد فیلم زن و بچه

فهرست مطالب

در این مقاله که در سومین روز از اکران فیلم زن و بچه (Woman and Child) سعید روستایی منتشر می‌شود، قصد داریم بی‌آن‌که فیلم را لو بدهیم (اسپویل کنیم)، به بررسی سبک روایی خاص آن بپردازیم و از لذتی بگوییم که فیلم برای بیننده‌اش به ارمغان می‌آورد؛ لذتی تلخ و گس، اما متنوع و کم‌نظیر.

سعی ما در این نوشته این است که اگر فیلم را تماشا نکرده‌اید، با خواندن این مطلب، آگاهانه‌تر از هیجانی که فیلم برایتان تدارک دیده لذت ببرید و اگر فیلم را دیده‌اید، طعم تلخ و عجیبی را که هنگام تماشا چشیده‌اید، زیر دندان احساس کنید و کمی آن حال غریب را مرور کنید.

پیش از آن‌که به سراغ فیلم برویم باید یک پرسش را پاسخ دهیم:

چرا از فیلم‌دیدن لذت می‌بریم؟!

لذت‌بخش‌ترین ویژگی تماشای فیلم چیست؟ فیلم دیدن چه لذتی در ما ایجاد می‌کند که این‌گونه شیفته رویارویی با آن می‌شویم و سر از پا نمی‌شناسیم؟

بی‌تردید عنصر کنجکاوی و میل انسان به کشف واقعیت می‌تواند یکی از دلایل محبوبیت سینما و به طور کلی قصه و قصه‌گویی باشد. اما کنجکاوی انسان در سینمای مستند هم ارضا می‌شود. پس به طور خاص درام و سینمای داستانی چه چیزی را در درون ما تحریک می‌کند؟

زندگی کردن با عواطف دیگران

آیا می‌توان گفت تجربه کردن احساس دیگران و لحظاتی زندگی کردن با عواطف سایر انسان‌ها یکی از جذاب‌ترین موهبت‌هایی است که سینما به مخاطبش می‌بخشد؟

اگر این ادعا را بپذیریم که بزرگ‌ترین موهبت سینما فرصت زیستن و تجربه احساسی تازه‌ای است که به مخاطبش هدیه می‌دهد، در این صورت هرچه فیلم بتواند عاطفه و احساسی یگانه و نیرومندتر را به تماشاگر القا کند، پربارتر خواهد بود (دست‌کم از نگاه مخاطب).

ترس، انتقام و به خاک مالیدن بینیِ رقیب، قدرتمند و موفق بودن، مورد ستایش قرار گرفتن، محبوب بودن، عاشقی و… احساساتی هستند که شاید در زندگی واقعی هرگز فرصت تجربه‌شان را نداشته باشیم؛ پس خودمان را به سینما می‌سپاریم تا ما را به جهانی موازی ببرد و با شخصیت‌هایش همراه کند. جهانی که در آن می‌توانیم سوگ را با دوزی بسیار پایین‌تر تجربه کنیم یا حتی در حس یک سرقت موفق با یک دزد شریک شویم!

در سالن تاریک سینما نقابی را که برای خود ساخته‌ایم برمی‌داریم و با قهرمان فیلم یکی می‌شویم و برای لحظاتی طعم جنون، خشم، جسارت، درد، بی‌قیدی و بسیاری دیگر از موقعیت‌ها را مزه می‌کنیم. سالن سینما به دروازه جهانی دیگر می‌ماند؛ تشرف‌گاهی برای زیستی دیگر. ( پیشنهاد می‌کنیم که سالن سینما، این اختراع اسرارآمیز بشر را برای خودتان بسازید! ساخت سینمای خصوصی)

نقد و بررسی فیلم زن و بچه سعید روستایی

نقش کارگردان در مناسک سالن تاریک

هر اثر سینمایی همچون مناسکی رازآلود دست مخاطبش را می‌گیرد و به شیوه خودش او را با عواطف و هیجاناتی که تدارک دیده در می‌آمیزد. در این میان هر چه کارگردان در تصویربرداری، میزانسن و تدوین، حضور خود را پنهان‌تر کند، تجربه حسی مخاطب بکرتر و خالص‌تر خواهد بود.

برای مثال اصغر فرهادی می‌کوشد خودش را در پسِ تصویربرداری روان و کات‌های نامحسوس پنهان کند و مخاطب و کاراکترها را با هم تنها بگذارد.

در نقطه مقابل، گروه دیگری از کارگردان‌ها از طرق مختلف می‌کوشند از دریچه احساس خود، عاطفه‌ای را به مخاطب عرضه کنند که با تجربه‌های عادی زندگی تفاوت دارد و تنها در سینما قابل تجربه است. (برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید مقاله فرم در سینما را مطالعه کنید.)

بیگانگی وهم‌آلود به سبک لانتیموس

شاید بتوان فیلم زن و بچه را از نوع دوم دانست که حضور کارگردانش در بسیاری از پلان‌ها حس می‌شود و کارگردان به کمک میزانسن و فیلمبرداری جهان دلخواهش را هنرمندانه ترسیم می‌کند.

به عنوان مثال وی نماهایش را با چاشنی زوم‌این و زوم‌اوت (یادآور سبک لانتیموس) اسرارآمیز و وهم‌زده نمایش می‌دهد و احساسی تازه، غریب و مرموز را در مخاطب برمی‌انگیزد. احساسی که شاید بتوان آن را بیگانگی و ناآرامی دانست.

نقد و بررسی فیلم زن و بچه سعید روستایی

فاصله‌گذاری میان مخاطب و روایت

در صحنه‌ای، دانش‌آموزان داخل کارگاه فنی مدرسه تجمع کرده‌اند و با یک فرفره و دو‌تاس بازی می‌کنند. حرکت دوربین به سمت دانش‌آموزان هیجان‌زده و سپس حرکت آن از پشتِ پنکه سقفی به سوی فرفره، فضایی رازآلود می‌سازد و گویی مخاطب را از تجربه‌ رئالِ سطحی به فضایی سورئال می‌برد. احتمالا روستایی خواسته است با فاصله‌ای که میان مخاطب و روایت ایجاد می‌کند، به مخاطب یادآور شود که در حال از سرگذراندن تجربه‌ای دراماتیک است.

به تعبیر این مقاله شاید کارگردان با اینگونه تصویربرداری کردن می‌کوشد علاوه بر افزودن هیجان و شور وصف‌ناپذیر به بار احساسی فیلم، حریمی میان کاراکتر و مخاطب ایجاد کند. دلیل این کار را می‌توان اینگونه حدس زد که کارگردان تلاش می‌کند مخاطب به واسطه این فاصله در قضاوتش دچار لغزش نشود. جالب این‌که فیلم بر خلاف برخی از آثار این روزها، به جای اینکه قضاوت اخلاقی مخاطب را پیچیده کند، در روایتش موضع شفاف‌تری دارد.

هر لحظه از فیلم غافلگیر خواهید شد

یکی از نقاط قوت فیلم زن و بچه این است که خالق اثر در هر لحظه تلاش می‌کند با پرده‌برداری از اطلاعات، گره‌گشایی‌ها و موقعیت‌هایی که کاراکترش در آن‌ها قرار می‌گیرد، تماشاگرش را غافلگیر و مبهوت کند و انصافاً در این کار موفق بوده است. بنابراین در تمام مدت تماشای فیلم، میخکوب و مبهوت خواهید بود.

حتی می‌توان گفت تعداد لحظات و حوادث فیلم و بسامد معماها، گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها بیش از یک فیلم سینمایی معمولی است و همین موضوع بر هیجان آن می‌افزاید. همچنین در هر صحنه از فیلم زن و بچه ما احساسی تازه نظیر خشم، مهر مادر و فرزند، نازکشیدن، غصه و رنج، بخشش، احترام، انتقام و… را تجربه می‌کنیم.

سناریوی فیلم پر از لحظات، دیالوگ‌ها و کنش‌هایی است که هر کدام در شناساندن کاراکترها یا پیشبرد قصه و گره‌افکنی و گره‌گشایی نقشی مهم دارند.

سبک، لحن و امضای خالق اثر

همان‌طور که گفته شد، کارگردان فیلم زن و بچه قصد پنهان ساختن خود را ندارد و همانند یک نقاش مکتب اکسپرسیونیسم یا کوبیسم، تفسیر خودش را از واقعیت به نمایش می‌گذارد. جالب این‌که سبک سعید روستایی در زن و بچه با فیلم‌های ابد و یک روز، متری شیش و نیم و برادران لیلا تفاوت‌هایی دارد؛ شاید این تفاوت به مضمون یا حتی تجربه‌گرایی کارگردان برگردد.

نقد و بررسی فیلم زن و بچه سعید روستایی

آیا زن و بچه فیلمی سیاه است؟

در فیلم، رابطه مادر و فرزند بسیار زیبا به تصویر کشیده شده و این از نقاط روشن فیلم است؛ چیزی که باعث می‌شود به جای آن‌که با فیلمی تاریک، سیاه و بدبینانه روبه‌رو باشیم، با اثری غم‌انگیز و دردناک اما سرشار از لطافت و احساس مواجه شویم. هر لحظه و صحنه از فیلم حامل یک موقعیت احساسی است که گاه تلخ و گاه کمی شیرین است و رگه‌هایی از امید را در آن می‌توان یافت.

قوت بصری و مدیریت طراحی

یکی دیگر از نقاط قوت فیلم زن و بچه درخشش آن در طراحی صحنه و گزینش لوکیشن‌هاست. فضاهایی که روستایی برای روایتش برگزیده، به‌طرز شگفت‌انگیزی باورپذیر و در عین حال سرشار از حس و حال هستند؛ از کارگاه‌های فنیِ فرسوده مدرسه با رنگ‌های مرده و آهن‌های زنگ‌زده گرفته تا خانه چندطبقه‌ و فرسوده‌ای که چندبار در فیلم راه‌پله‌ها و وُید آن را از بالا به پایین می‌بینیم.

این فضاها نه‌فقط بستری برای حرکت و کنش شخصیت‌ها هستند؛ بلکه خود به بخشی از روایت تبدیل می‌شوند، گویی با بافت و جزییاتشان با تماشاگر حرف می‌زنند. طراحی صحنه با ظرافتی مثال‌زدنی انجام شده؛ شلوغی‌ها و کهنگی‌ها به‌جا و سنجیده‌اند و لوکیشن‌ها در ایجاد حس‌و‌حال به درستی عمل می‌کنند. این هماهنگی دقیق میان صحنه و روایت، تجربه حسی فیلم را غنی‌تر می‌کند و همان حس تلخ و غریب اما دلنشینی را که فیلم به‌دنبالش است، دوچندان می‌سازد.

اشتراک گذاری:
تصویر حمید براتی
حمید براتی
منتقد سینما، تصویربردار، تدوین‌گر و کارشناس تولید محتوا در فضای مجازی با بیش از بیست سال سابقه مطالعه و کسب دانش در زمینه سینما _دوره ها و مدارک: - رویداد خلق ایده‌های سینمایی - بنیاد فارابی - مدرسین: سروش صحت، محراب قاسم‌خانی، شهرام مکری، کامبوزیا پرتوی، مهدی سجاده‌‌چی، فرهاد توحیدی - فیلمنامه‌نویسی - مدرس: احسان روحی - انیمیشن و کارتون: موسسه هنری خراسان (روزنامه خراسان) - نقد فیلم - گروه طعم نقد- مدرسین: محسن بدرقه، مصطفی یوسف‌زاده - خبرنویسی - تحریریه روزنامه قدس
مطالــــب مرتــــــبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو در بلاگ ها
آخرین مطالب
نقد و بررسی فیلم سوختن Burning
فیلم سوختن Burning
نقد و بررسی سینمای اصغر فرهادی - جدایی نادر از سیمین
سینمای اصغر فرهادی: 2- جدایی نادر از سیمین
سینمای اصغر فرهادی؛ نقد و بررسی چهارشنبه سوری
سینمای اصغر فرهادی: 1- چهارشنبه‌سوری و درباره الی
نقد فیلم زن و بچه
فیلم زن و بچه (نقد بدون اسپویل)
نقد و بررسی فیلم دوشس
فیلم دوشس؛ قصه ازلی شکست یک زن
نقد و بررسی فیلم پیرپسر
پیرپسر