[wpml_language_selector_widget]

پیرپسر

نقد و بررسی فیلم پیرپسر

فهرست مطالب

فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی قطعاً یکی از مهم‌ترین آثار سینمای ایران است. فیلمی بسیار خوش‌ساخت با فیلمنامه‌ای قوی که پر از ارجاعات، نمادها و حرف‌هایی برای گفتن و حتی نگفتن است. فیلمی که پشت هرکدام از نماها، دیالوگ‌ها و حوادثش افکاری وجود دارد که اگرچه گذشتگان به آن اندیشیده‌اند و از اقتباس از آثاری بزرگ بیرون می‌آید؛ اما به‌خوبی در سیال ذهن خالق اثر امتزاج پیدا کرده و رشد یا حتی تغییر  ماهیت یافته‌اند. این نوع از اقتباس فیلم شاید مهم‌ترین ویژگی آن باشد.

اقتباسی از برادران کارامازوف

از همان ابتدای فیلم و با معرفی یک پدر لاابالی که پسرهایش را از حقشان محروم می‌سازد، رمان برادران کارامازوف داستایفسکی در ذهن تداعی می‌شود. رمان بی‌نظیری که فیلم به‌درستی از آن اقتباس می‌کند و در دیالوگ علی (با بازی حامد بهداد) و مشتری کتاب‌فروشی مستقیماً به آن اشاره می‌شود، و به فیلم بُعد و عمقی معنادار می‌بخشد. در این مقاله سعی داریم با فلسفه، متن و فرامتن فیلم مهم پیرپسر بیشتر آشنا شویم و البته به برخی نکات بسیار مهم در شکل‌گیری اقتباس آن بپردازیم. می‌خواهیم بدانیم چه چیزی به فیلم چنین جذابیتی داده که در طول سه ساعت تماشای آن متوجه گذشت زمان نمی‌شویم. قصد داریم به برگ برنده فیلم یعنی خلق فیلمنامه‌ای استخوان‌دار که با اقتباس از آثاری عظیم شکل‌گرفته بپردازیم.

جایگاه پدر

پیش از اینکه فیلم پیرپسر را بررسی کنیم بد نیست به سؤالاتی بیندیشیم که در شناخت نشانه‌ها و روح حاکم بر فیلم اثرگذار است: آیا پدر بودن (از نظر ژنتیکی) فضیلتی اصیل و ذاتی به انسان می‌بخشد؟ به عبارتی عزت و احترام گذاشتن به والدین و کسانی که وجود ما به وجودشان گره خورده و گوشت و خون ما از آنهاست و مفهوم خانواده اصالت حقیقی دارد یا بر اساس یک قانون قراردادی است که توسط ما انسان‌ها و در طول زمان جعل شده است؟ در فیلم دیالوگی از جنس حرف‌های پامنقلی وجود دارد که در ظاهر مضحک به نظر می‌رسد؛ اما مثل بسیاری دیگر از دیالوگ‌های فیلم فلسفه‌ای پشت آن نهفته است. مرد نشئه با نقل‌قول از کتاب ویل دورانت، خانواده را مفهومی ساختگی و قراردادی می‌داند که در طول سال‌ها توسط بشر اختراع شده است.

نقد و بررسی فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی

پیرپسر؛ فیلمی چندسطحی

این مباحث نظری از این نظر مهم‌اند که همچون خون در شریان‌های احساسی و عاطفی اثر جریان پیدا کرده‌اند و توانسته‌اند به کمک استعداد خالق اثر موقعیت‌ها و دیالوگ‌هایی را به وجود بیاورند که تماشای فیلم را به تجربه‌ای چندسطحی ارتقا می‌دهند. فیلم بدون باورهایش که از طریق نشانه‌ها، نمادها و چیدمان حوادث و دیالوگ‌ها به مخاطب القا می‌کند، چیزی بیش از مجموعه‌ای از موقعیت‌های احساس‌برانگیز نفس‌گیر نیست. رقابت عاشقانه پدر و پسر و درگیری‌هایشان بر سر خانه و اموال هرچند به‌تنهایی جذاب و تأمل‌برانگیز است؛ اما یک اثر چندلایه‌ای با ژرف‌اندیشی فلسفی نمی‌آفریند.

تفاوت فیلم با رمان داستایوفسکی

همان‌طور که گفته شد فیلم از رمان مهم برادران کارامازوف داستایوفسکی اقتباس می‌کند. پسر ارشد رمان برادران کارامازوف دررابطه‌با اموال موروثی مادر، با پدر عیاش و لاابالی‌اش نزاع و بر سر یک زن رقابتی عاشقانه دارد. در رمان داستایوفسکی پسر ارشد از نظر هوسرانی و صفات اخلاقی به پدر بی‌شباهت نیست.  اما دو پسر دیگر از مادری دیگر مسیری متفاوت دارند. 

روح و فلسفه‌ای متفاوت

به عقیده این مقاله فیلم پیرپسر روحی دارد که از اقتباس، درهم تنیدن و آمیزش آثار و افکار متعدد خلق شده و چه‌بسا با روح رمان تفاوتی مهم پیدا کرده است. اگرچه در ظاهر استخوان بندی داستان پیرپسر و برادران کارامازوف یکسان است اما تفاوتی عمیق میان فلسفه این دو اثر وجود دارد. این روح همان چیزی است که اثر را یگانه و چندسطحی می‌سازد.

 ویژگی که مسیر فیلم و فلسفه آن را با رمان متمایز می‌سازد ظهور و بروز خیر و شر در شخصیت‌ها و همچنین ماهیت پروتاگونیست قصه است. در برادران کارامازوف خباثت پسر ارشد و پدر در مقابل هم قرار می‌گیرد. خباثتی که اتفاقاً با رگه‌هایی از انسانیت و شفقت نیز همراه است. از طرفی پروتاگونیست کلاسیک و ایده‌آل قصه، کوچک‌ترین پسر (آلیوشا) است که طلبه علوم دینی و شخصی محجوب، مؤمن و دوست‌داشتنی است که در مناعت طبع و صفات اخلاقی مثال‌زدنی است.

مرگ انسانیت

فیلم پیرپسر با ترکیب پروتاگونیست و پسر ارشد موقعیتی ایجاد می‌کند که قهرمان مثبت فیلم (علی) مجبور به قتل پدر خود می‌شود و در همین نقطه است که فلسفه اثر داستایوفسکی با باور پیرپسر مقابل هم قرار می‌گیرند. در رمان داستایوفسکی حتی آنتاگونیست‌ها در این اندازه پلشت و جانی نیستند. از طرفی آلیوشا قهرمان مثبت داستان پرچم انسانیت را بالا نگه داشته و باعث ایجاد تعادل در نزاع خیر و شر می‌گردد.

نقد و بررسی فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی

رویارویی خیر و شر

شاید بتوانیم بگوییم مسئله اصلی فیلم بحث خیر و شر و حق و باطل است. حتی سؤالاتی که دررابطه‌با خانواده و اصالت آن مطرح شد نیز به مفهوم اصالت خیر و شر بر می‌گردد. ماهیت شر و پلیدی چیست؟ آیا انسان ذاتاً موجودی پلشت است؟ بدون دقت در این مفاهیم درک فیلم و نشانه‌هایش به‌راحتی میسر نیست. در فیلم نمادهایی وجود دارد که این سؤالات را توسعه می‌دهد و به مفاهیم خیر و شر، فرمان‌برداری از پدر و مادر، ولی یا حتی حاکم اشاره دارد.

پیروزی پلیدی و شر

پدر فیلم پیرپسر انسان و زندگی‌اش را ذاتاً پلشت و پوچ می‌داند و در نتیجه امیدی به بهبود شرایط ندارد. پسرها اما به آینده و زندگی امیدوارند و از ابتدای فیلم باورهای پدر را به باد انتقاد می‌گیرند. باید صبر کنیم و ببینیم که کدام‌یک از این دو ارزش در پایان فیلم موفق می‌شوند تا باور و مضمون فیلم را شکل دهند. باوری که در نشانه‌گذاری‌ها نیز دیده می‌شود.

در انتهای فیلم، پدر آرزو و خواسته‌اش را به گور می‌برد (همان‌طور که باور داشت) و پروتاگونیست داستان (علی) شکست می‌خورد و به عبارتی خوبی و انسانیت نیز طعمه پلشتی می‌گردد. پدر که از ابتدا به سیاهی دنیا معتقد بود و در نهایت باورش اثبات شد؛ اما باور علی و اعتقادی که به انسانیت داشت چه توسط معشوقه‌اش و چه توسط پدرش شکست خورد.

در این پیرنگ بدبینانه ارزش‌های انسانی مغلوب پلیدی و شر می‌گردند. هرچند همان‌طور که نمادها نشان می‌دهند این اتفاق را با نگرشی حماسی می‌توان تصویری از نبرد رستم و سهراب دانست. اما به‌هرحال برخلاف رمان داستایوفسکی، قهرمان مثبت و ارزشهای انسانی توسط حرص و آز و پلیدی انسانی ذبح شده و شکست میخورند.

رمزگشایی باور فیلم پیر پسر

سینمای استنلی کوبریک

 یکی از نشانه‌های مهم دراین‌رابطه این است که فیلم در صحنه‌هایی به آثار کوبریک شباهت پیدا می‌کند و در پلانی می‌بینیم که تلویزیون نمایی از فیلم پرتقال کوکی کوبریک را نشان می‌دهد. در فیلم پرتقال کوکی دولت به کمک دانشمندان سعی می‌کند از طریق شستشوی مغزی، پلیدی را به شکل مصنوعی در وجود قهرمان فیلم (الکس) از بین ببرد. اما با این کار، الکس انسانیت خود را از دست می‌دهد و به یک ماشین کوکی تبدیل می‌شود. به عبارتی فیلم به این نکته اشاره دارد که پلیدی جزئی از سرشت انسانی است.

من شیطان رجیمم!

با این توضیح یکی از مهم‌ترین نمادهای فیلم رمزگشایی می‌شود. در سکانس انتهایی در پس‌زمینه پدر دو شاخ وجود دارد که باعث می‌شود ما پدر را همچون دیوی شاخ‌دار ببینیم. پدر در همان هیبت اهریمنی می‌گوید: من شیطان رجیمم! این باور اکثر فرقه های شیطان پرست است که شیطان را درون انسان می دانند و شقاوت و شهوت پرستی و درنده خویی را بخشی از ذات انسانی!

اگر رمان برادران کارامازوف وحشت از شرارت و پلیدی را در دل مخاطبش می‌کارد و او را به انسانیت فرامی‌خواند، فیلم پیرپسر ترس از ماهیت ناگزیر انسان را به دل بیننده‌اش می اندازد و _ در رابطه با مسئله اول این مقاله _ جایگاه والد (ولی) و اصالت خانواده را نشانه می رود. و احتمالا به همین دلیل است که چند سالی را در لیست فیلم های توقیفی میماند.

نقد و بررسی فیلم پیرپسر ساخته اکتای براهنی

سینما زبان احساس است

حال که دررابطه‌با مضامین، ارزش‌ها و نمادهای فیلم گفتیم، احتمالاً این سؤال مهم برای علاقه‌مندان سینما مطرح می‌شود که چگونه و با چه تکنیکی این مفاهیم در بستر هنری و عاطفی فیلم جای می‌گیرند و به‌صورت احساس به مخاطب منتقل می‌شوند.

مطمئناً بخشی از مضمون فیلم از ناخودآگاه خالق اثر به فیلم تراوش می‌کند (بی‌آنکه حتی خودش مطلع باشد). پس احساساتی مثل خوش‌بینی یا بدبینی نویسنده طی یک فرایند خودکار در اثر جاری می‌شوند؛ اما نشانه‌ها معمولاً به‌صورت حساب‌شده در فیلم جای می‌گیرند.

نقاط قوت فیلم

جزئیات دقیق کنش‌ها، لحظات و دیالوگ‌ها که در سناریو به‌خوبی چیده شده و متناسب به زمان، مکان و زیست امروز ما طراحی شده اند و همچنین شخصیت پردازی بسیار دقیق و باورپذیر (که با رمان متفاوت است) مخاطب را همزاد و مجذوب می کنند. تناسب واکنش ها، اتفاقات و حوادث و بازی درخشان بازیگرها، تصویربرداری، همگی عواملی هستند که بیننده را به درون جهان فیلم میبلعند و او را تحت تاثیر عاطفی قرار میدهند.

طراحی صحنه، موسیقی، صدابرداری و نورپردازی فوق‌العاده فیلم نیز در کمتر فیلم ایرانی دیده می‌شود و این مقاله پیشنهاد می‌کند حتماً فیلم را در سالن عمومی سینما یا در سینمای خصوصی تماشا کنید. (دررابطه‌با سینمای خصوصی می‌توانید مقاله (( چگونه با بودجه محدود یک سینمای حرفه‌ای خانگی بسازیم )) را مطالعه بفرمایید.)

 بیننده که حالا از هیجانات مدهوش است، نسبت به مفهومی چون پدر، خانواده و پلیدی انسان نوعی سرگشتگی پیدا کرده، و خواسته یا ناخواسته با باور فیلم همراه می‌شود.

کارکرد نمادها و نشانه‌ها

نادرشاه، فتحعلی‌شاه و ضحاک

اما نمادها چه کاربردی دارند؟ نقاشی شاه ایرانی _ احتمالاً نادرشاه که پسرش را کور کرد یا فتحعلی‌شاه قاجار با صد و پنجاه زن و سیصد بچه که نماد شهوت‌رانی شاهانه بود و پس از سال‌ها خونریزیِ ایرانیان در گرجستان، این سرزمین را طی عهدنامه گلستان و ترکمنچای به روسیه واگذار کرد _ و رقص شمشیر مستانه پدر با موسیقی کورتانیدزه گرجس جرجیا محسن نامجو چه معنی می‌تواند داشته باشد؟

خدایان باستانی و فرازمینی‌ها

توجه به این نشانه‌ها می‌تواند برداشت‌های شخصی و متمایزی را در ذهن بیننده ایجاد کند. شاید چیدن قطعات پازل نشانه‌ها به درکمان کمک کند. در صحنه‌ای که علی با زن (لیلا حاتمی) قرار دارند و پدر مشغول تماشای تلویزیون است، قسمتی از مستند ما و فرازمینی‌ها را می‌بینیم که به این فرضیه می‌پردازد که خدایان باستانی و شیطان موجوداتی فضایی بوده‌اند. صدای نریتور مستند و متن درج شده روی تصویر که هنرمندانه انتخاب شده می‌گوید: آنها کجا رفته اند؟

به نظر می‌رسد در این صحنه که طنازانه سؤال ذهنی پدر را مطرح می‌کند، دو انسان (علی و زن) با اهریمن‌های باستانی مقایسه می‌شوند. شاید نماد پادشاه اهریمنی ضحاک که بر پشت پدر خالکوبی شده با اسم او که غلام باستانی است و ترکیب باورهای مردم باستان و تصویر پادشاه و رقص شمشیر، قطعات پازلی باشند که همگی به سلطه، استبداد، جنگ و خونریزی و عیاشی قدرتمندان و طغیانگران بشریت اشاره می‌کنند. به پادشاهانی خون‌ریز که به فرزندان خود هم رحم نمی‌کردند و برای تصاحب زن و زمین (اشاره به ترانه مالیخولیایی و سیال موسیقی محسن نامجو) از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کردند.

3

سرشت سیاه بشر

از نظر فیلم آیا این چیزی جز تصویر بشر است که از مواجهه با سرشت خود بیم داشته و سعی کرده همه فجایع را به گردن اهریمن بیندازد. بشری که از روبروشدن با آینه و تماشای خود می‌ترسد؛ مواجهه‌ای که در طول فیلم همواره با ترس همراه است.

در پایان بایستی اشاره‌ای کنیم به فیلم Oldboy (پیرپسر یا دوست قدیمی) که با فیلم آقای اکتای براهنی هم‌نام است. در مقاله Oldboy به بررسی این فیلم پرداخته‌ام و در اینجا تنها به این نکته اشاره می‌کنم که این فیلم به جنگ با نظام ارزشی و اخلاقی چندهزارساله بشریت می‌رود. همان باوری که در دیالوگ پامنقلی این فیلم به آن اشاره می‌شود: مفهوم حلال‌زادگی و خانواده اختراع بشر است و اصالت ندارد. پس می‌توان آن را حذف کرد.

در این فیلم انسان موجودی ناپاک ترسیم می‌شود که سعی می‌کند تمایلاتش را پنهان ساخته و ظاهری فرشته گونه به خود بگیرد.

حالا که به بررسی مفاهیم تاریک فیلم پیرپسر پرداختیم که تماشای برخی صحنه‌های آن جان آدم را می‌گیرد، و به جایگاه پدر حمله می‌برد، بد نیست به فیلمی اشاره کنیم که در تقابل کامل با این فیلم قرار می‌گیرد. فیلم زیبا صدایم کن که با نگاه روشن به مفهوم پدر می‌پردازد و تصویری امیدبخش از انسان ترسیم می‌کند. پیشنهاد می‌کنم بعد از تماشای فیلم پیرپسر این فیلم لطیف و خیال‌انگیز را تماشا کنید.

اشتراک گذاری:
تصویر حمید براتی
حمید براتی
منتقد سینما، تصویربردار، تدوین‌گر و کارشناس تولید محتوا در فضای مجازی با بیش از بیست سال سابقه مطالعه و کسب دانش در زمینه سینما _دوره ها و مدارک: - رویداد خلق ایده‌های سینمایی - بنیاد فارابی - مدرسین: سروش صحت، محراب قاسم‌خانی، شهرام مکری، کامبوزیا پرتوی، مهدی سجاده‌‌چی، فرهاد توحیدی - فیلمنامه‌نویسی - مدرس: احسان روحی - انیمیشن و کارتون: موسسه هنری خراسان (روزنامه خراسان) - نقد فیلم - گروه طعم نقد- مدرسین: محسن بدرقه، مصطفی یوسف‌زاده - خبرنویسی - تحریریه روزنامه قدس
مطالــــب مرتــــــبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو در بلاگ ها
آخرین مطالب
نقد و بررسی فیلم سوختن Burning
فیلم سوختن Burning
نقد و بررسی سینمای اصغر فرهادی - جدایی نادر از سیمین
سینمای اصغر فرهادی: 2- جدایی نادر از سیمین
سینمای اصغر فرهادی؛ نقد و بررسی چهارشنبه سوری
سینمای اصغر فرهادی: 1- چهارشنبه‌سوری و درباره الی
نقد فیلم زن و بچه
فیلم زن و بچه (نقد بدون اسپویل)
نقد و بررسی فیلم دوشس
فیلم دوشس؛ قصه ازلی شکست یک زن
نقد و بررسی فیلم پیرپسر
پیرپسر