فیلم چهارشنبهسوری پس از رقص در غبار و شهر زیبا، سومین فیلم بلندی است که اصغر فرهادی کارگردانی کرده است. اصغر فرهادی که از نوجوانی فیلم کوتاه میسازد، پیش از چهارشنبهسوری چند اثر تلویزیونی نظیر داستان یک شهر را نیز کارگردانی کرده و سناریوی ارتفاع پست را نوشته بود. چهارشنبهسوری که موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در جشنواره فیلم فجر شد، بیش از آثار قبلی موردتوجه قرار گرفت و بیشازپیش چهره اصغر فرهادی را به علاقهمندان سینما شناساند.
اصغر فرهادی که در طول چند سال گذشته با هر اثری که خلق میکرد شناختهتر میشد و اوج میگرفت حالا بر سر زبانها افتاده بود؛ اما هیچکس نمیدانست که این کارگردان جوان طی سالهای آینده قرار است پدیده سینمای جهان باشد و بیشازپیش نام سینمای ایران را سربلند سازد.
وقتی پس از کنعان و دایرهزنگی و محاکمه در خیابان (که اصغر فرهادی نویسنده آنها بود) فیلم درباره الی اکران شد، بر همگان روشن بود که قرار است سینمای ایران روزهای اوج خود را باز یابد. درباره الی جایزه خرس نقرهای جشنواره برلین را از آن خود ساخت و موردتوجه منتقدین در سراسر جهان قرار گرفت.
در این مقاله قصد داریم باتوجهبه فیلمهای چهارشنبهسوری، کنعان و درباره الی سینمای اصغر فرهادی را موردتوجه قرار دهیم. به فیلمهای موفق جدایی نادر از سیمین و فروشنده در مقالاتی دیگر خواهیم پرداخت.

دغدغه و تفکر فرهادی
پس از دیدن فیلمهای اصغر فرهادی میتوان چند مسئله را بهعنوان دغدغه و تفکر فرهادی عنوان کرد:
۱- خوبی و بدی، درست و غلط
اولین مسئله انتخاب بین درست و غلط است. در واقع دستمایه فیلمهای چهارشنبهسوری و درباره الی مفاهیم خوبی و بدی است. در چهارشنبهسوری ما با یک زن (مژده) بهظاهر پارانوئید طرفیم و طبق الگوهای ذهنیمان سعی میکنیم تکلیف خوب یا بد بودن و مثبت و منفی بودن وی را مشخص کنیم. اما خالق اثر به ما اجازه نمیدهد که به این راحتی کاراکترش را قضاوت کنیم.
دروغ درست یا راست غلط؟!
وقتی جلوتر میرویم نشانههایی مییابیم که خبر از خیانت مرتضی (همسر مژده: حمید فرخنژاد) میدهد. درست هنگامی که قرار است به واسطه یکی از این سرنخها دست همسر باز شود، روحی (دختر نظافتچی: ترانه علیدوستی) با دروغی که میگوید، کار را درست میکند. او کودکی را میبیند که پدر و مادرش درست در شب چهارشنبهسوری و در همان وقت که پدر به او قول داده تا به گردش بروند، بر سروکله هم میزنند. روحی با یک دروغ آرامش را به خانه میآورد و باعث خوشحالی پسرک میگردد.
در درباره الی، سپیده (گلشیفته فراهانی) با این توجیه که الی دیگر نامزدش را نمیخواهد و احمد (شهاب حسینی) دارد از ایران میرود، و فرصت آشنایی باقی نمیماند، الی را با خود به شمال میآورد.
راستی و درستی مخرب
وی در انتهای فیلم و در پاسخ به نامزد الی که میپرسد «وقتی به الی گفتین بیاد، گفت نامزد دارم؟» دو انتخاب دارد. اول اینکه حقیقت را بگوید و اشتباه خودش را گردن گرفته، سوگ مرد عزادار را بیشتر، اما خیالش را راحتتر سازد یا اینکه همه چیز را به گردن الی بیندازد و تخم کینه را در دل نامزد الی بکارد. سپیده شاید با خودش گفته باشد که کینه و نفرت از یک مُرده خیلی هم بد نیست؛ سوگ را کم میکند!
درهرصورت انتخاب وی گزینه دوم است و در هر دو فیلم کاراکتر در انتخاب بین بیان حقیقت و دروغ بسیار مردد است. در هر دو فیلم راستگویی مخرب است و میتواند اوضاع را خراب کند، این در حالی است که نمیتوان برای دروغها نتیجه و سرانجامی ویرانگر قائل بود.
۲- قضاوت
قضاوت الی
مسئله دیگری که در درونمایه فیلم درباره الی نهفته است و در جدایی نادر از سیمین هم دیده میشود، مسئله قضاوتکردن است.
وقتی در انتهای فیلم همه چیز مشخص میشود، قضاوت ما و فیلم نسبت به الی چیست؟ برای پاسخ به این سؤال باید بگوییم گناه و خطای الی چه بود؟ آیا الی نباید به این سفر میآمد؟ جواب این سؤال در شخصیت الی نهفته است.

شخصیت الی
الی شخصیتی است که وقتی همه همسفرانش ماجرای احمد و او را دست میگیرند و شوخی میکنند، علیرغم اینکه ناراحت میشود، لبخند میزند و اعتراضش را نشان نمیدهد. در صحنههای دیگر نیز واکنشی مشابه از او میبینیم.
چرا الی به این سفر آمد؟
در واقع الی توان اظهارنظر و اعتراض ندارد و مطیع و سرسپرده خواستههای دیگران است. او توان «نه» گفتن به دیگران را ندارد، چرا که میترسد تأیید دیگران را از دست بدهد.
همین تسلیم و سربهراه بودن الی است که باعث شده است تا به این سفر تن دهد و نتواند در مقابل خواسته سپیده ایستاده، و بازگردد. در واقع او در یک رودربایستی گیر کرده است. حتی شاید رابطه وی با نامزدش نیز از همین جنس است.
نقطه ضعف الی
ما با شناخت شخصیت منفعل الی و باتوجهبه اصرار سپیده، دیگر بهراحتی نمیتوانیم الی را قضاوت کنیم. گویا الی همواره در بیان احساس و عقیدهاش ضعف دارد. او نامزدش را دوست ندارد اما نتوانسته تکلیفش را با او یکسره کند.
رهایی الی
الی نمیخواسته است که به سفر بیاید، اما توان «نه» گفتن نداشته است؛ بنابراین الی در یک زندان گرفتار است و شاید وی در نهایت همچون کودکی که بادبادکش را هوا کرده، به رهایی از زندانی که به او تحمیل شده میرسد.
زنان سینمای فرهادی
شاید بتوان گفت همواره زنان در سینمای فرهادی خود را در چنین زندانی گرفتار میبینند و قصد فرار و رهایی دارند. مژده در چهارشنبهسوری قصد دارد از همسرش جدا شود. معشوقه همسر هم از او جدا میشود.
در کنعان نیز همین الگو تکرار میشود و در جدایی نادر از سیمین به اوج خود میرسد.

در اولین سکانس جدایی نادر از سیمین، در گفتوگوی این زوج با قاضی، سیمین میگوید من بهخاطر دخترم میخواهم مهاجرت کنم. نمیخواهم دخترم در این شرایط باشد. در واقع زن سینمای اصغر فرهادی بر خلاف مردها، تابوتوان زندگی در جامعه مردسالار را ندارد. جامعهای که به مردها آزادی میدهد تا برای رشد و پیشرفت خود تلاش کنند. زن فیلم چهارشنبهسوری، کنعان، درباره الی و جدایی همواره از خواستهها و آرزوهایش دست کشیده و اجازه داده تا مردان جامعه در پناه تابوها و هنجارهای مردسالارانه، برای او تصمیمگیری کنند. اما در نهایت این زن شرقی تصمیم میگیرد خودش را رها کند.
۳- اختلافات زوجین
مسئله اصلی این فیلمها بحث اختلافات زوجین است. فیلمهای مذکور و جدایی نادر از سیمین و گذشته حول محور زندگی زوجی میچرخند که رابطهشان به تیرگی گرویده و به یک اعتیاد آزاردهنده مبدل شده است. در چهارشنبهسوری مرد خیانت میکند و زن از رفتار شوهرش رنج میکشد.
در کنعان زن احساس میکند به آرزوهایش نرسیده و به واسطه ازدواج علایق و خواستههایش کور شده است؛ بنابراین قصد دارد رابطه را تمام کند. در درباره الی، هرچند رابطه الی و نامزدش را نمیبینیم، اما اتفاقات پرده آخر فیلم متأثر از همین رابطه رخ میدهد و در مییابیم که الی از رابطهاش ناراضی بوده است. در نهایت با بالاگرفتن تنشها حتی روابط زوجهای دیگر هم متزلزل میشود.

خشونت علیه زنان
علاوه بر این در چهارشنبهسوری و درباره الی شاهد خشونت علیه زنان هستیم و مردی را میبینیم که زنش را کتک میزند. در چهارشنبهسوری هم مرتضی مژده را زیر بار مشت و لگد میگیرد.
اصغر فرهادی با معطوف کردن توجه مخاطب به مسئله درست و غلط، قضاوت و روابط زوجین، الزاما دستورالعمل یا راهکاری ارائه نمی دهد؛ چه اینکه رسالت سینما ارائه نسخه شفابخش نیست؛ بلکه سینمای فرهادی مثل هر اثر هنری ارزشمند دیگر، کلیشه های پذیرفته شده توسط جامعه و نظام اخلاقی سطحینگر و شعارزده را به چالش میکشد. نگاه اخلاقی زاهدانه ای که هر دروغی را ملامت و هر دروغگویی را قضاوت و توبیخ می کند، در برابر دروغ روحی در چهارشنبه سوری که باعث شادی طفلی معصوم میشود، چه موضعی میگیرد؟ چه بسا در زندگی واقعی زاهد سرزنش کننده ای که دیگران را اندرز میدهد و به راستگویی فرا میخواند اگر در موقعیت روحی قرار بگیرد، دروغ بگوید و یا فرد مدعی صداقت اگر در موقعیت سپیده قراربگیرد تحت تاثیر فشار جمع و ترس مجبور شود دروغ بگوید.
درواقع سینما و هنر مخاطبش را با چنین موقعیتهایی آشنا میکند و با قراردادن او در موقعیتهای اخلاقی پیچیده وی را به تامل وامیدارد. چنین مخاطبی بهجایاینکه شعار اخلاقی دهد و جور دیگری رفتار کند یا دائما برای خودش و دیگران حکم صادر نماید، از قضاوتکردن دیگران پرهیز میکند و به خود و دیگران فرصت میدهد تا رندانه خطا کنند. همانطور که در هنر کهن ما و در نگاه بزرگانی چون حافظ، خطا و اشتباه جزئی از حقیقت انسانی ما شناخته میشود.
در پایان پیشنهاد میکنیم برای لذت بردن بیشتر از جهان هیجانانگیز سینما، فیلمها را در یک سینمای خصوصی VIP تماشا کنید.